شهاب الدين احمد سمعانى
521
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
59 . - المقدّم المؤخّر مقدّم گردانيد آن را كه خواست به فضل خود ، و علّت نه . و مؤخّر گردانيد آن را كه خواست به عدل خود ، و علّت نه . لا مقدم لما اخر و لا مؤخر لما قدم . آن را كه قدم در بساط تقدّم ثابت گردانيد اگر جهانيان خواهند كه خلاف آن بود جز خسارت 1 نصيب ايشان نباشد ، و آن را كه به سياط سياست از بساط دين مؤخّر كرد 2 اگر عالميان خواهند كه به ضد آن پيدا آيند 3 جز جهالت صفت ايشان نبود . وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ ، الآية . صناديد قريش از سر سبكسارى و طيش خود مىگويند از همه عالم كلاه نبوّت و افسر رسالت بر سر يتيم بو طالب نهادند و منادى عزّت ندا مىكند : أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا . اى مشتى عشوهده جاهل ! چه جاى اين حديث است ، اين آن مردى است كه با موسى - عليه السّلام - در مقام مناجات او خطاب چنين كرديم كه يا موسى ان اردت ان اكون اقرب اليك من كلامك الى لسانك و من وسوسة قلبك الى قلبك و من روحك الى نفسك فاكثر الصلاة على محمد النبى الامى ؛ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ . چنين ديدم كه چون اين آيت به مصطفى آمد ، صدّيق گفت : اى مهتر اين هديهاى بس لطيف است و هديه مشترك بود ، ما را چه آيت مىآيد ؟ در وقت آيت آمد : هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ . و چون اين آيت بيامد كه لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ، صحابه گفتند :